تبلیغات
دیونه - من عاشقشم . اما....
یکشنبه 4 مهر 1389

من عاشقشم . اما....

   نوشته شده توسط: حسین    نوع مطلب :داستان ،

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود

و اون منو "داداشی" صدا می کرد.
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه .

.ما اون توجهی به این مساله نمیکرد
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:"متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم .

من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونمتلفن زنگ زد .خودش بود .

گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه.

من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود.

آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه.

بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم.
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیادمن با کسی قرار نداشتم.

ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ،

درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید .

من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود.

.آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم.
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ،

من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره.

میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ،

قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ،

با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم.
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد.

با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ،

. اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت : تو اومدی ؟ متشکرم
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم.
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ،

فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته.

: این چیزی هست که اون نوشته بود
"
تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم.

من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه.

 

..... من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ...... نمی‌دونم ..... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره
ای کاش این کار رو کرده بودم.......


Generic cialis
دوشنبه 22 مرداد 1397 11:15 ب.ظ

Amazing a lot of wonderful information.
cialis soft tabs for sale we choice free trial of cialis cialis uk next day where do you buy cialis cialis 10mg prix pharmaci cuanto cuesta cialis yaho cialis herbs tadalafil generic cialis levitra can i take cialis and ecstasy
Buy generic cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 11:48 ق.ظ

Superb forum posts. Thanks a lot.
cialis generisches kanada cialis generico generic cialis in vietnam cialis usa cost cialis dose 30mg cialis 20mg can i take cialis and ecstasy cialis vs viagra cialis prezzo di mercato safe site to buy cialis online
Viagra 20 mg
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 08:26 ق.ظ

You actually revealed this adequately!
buying viagra online legal buy viagra pharmacy find viagra generic viagra order buying viagra is it legal to buy viagra online from canada buy viagra plus how to get viagra sildenafil without prescription uk viagra cheap online uk
Buy cialis
شنبه 18 فروردین 1397 05:43 ب.ظ

This is nicely expressed! !
how does cialis work tadalafil 20 mg cialis 5 mg buy sialis cialis kaufen cialis online deutschland acheter du cialis a geneve cuanto cuesta cialis yaho cuanto cuesta cialis yaho cialis prices in england
Cialis generic
شنبه 4 فروردین 1397 10:35 ب.ظ

Appreciate it! A lot of posts!

buy name brand cialis on line cialis 5mg prix buy generic cialis dosagem ideal cialis price cialis wal mart pharmacy canada discount drugs cialis generic cialis in vietnam what is cialis only here cialis pills buying cialis in colombia
Cialis online
پنجشنبه 2 فروردین 1397 05:39 ب.ظ

Nicely put, Appreciate it!
buy cialis online nz cialis daily trusted tabled cialis softabs cipla cialis online tadalafil 5mg cialis for sale when will generic cialis be available weblink price cialis cialis daily reviews we choice cialis uk
carlynlawther.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:32 ب.ظ
I am truly grateful to the owner of this website who has
shared this fantastic article at at this time.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:39 ب.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by
searching for BHW
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:32 ق.ظ
Right here is the right web site for anyone who would
like to find out about this topic. You know so much its almost hard to argue
with you (not that I actually would want to…HaHa).
You definitely put a new spin on a topic that's been written about for many years.
Excellent stuff, just wonderful!
مهدیه جون*
شنبه 1 تیر 1392 06:36 ب.ظ
مهدیه جون*
شنبه 1 تیر 1392 06:36 ب.ظ
مهدیه جون*
شنبه 1 تیر 1392 06:30 ب.ظ
مهدیه جون*
جمعه 31 خرداد 1392 08:58 ب.ظ
کمی شادتر باش دلم گرفت بای بای
مهدیه جون*
جمعه 31 خرداد 1392 08:57 ب.ظ
مهدیه جون*
جمعه 31 خرداد 1392 08:56 ب.ظ
مهدیه جون*
جمعه 31 خرداد 1392 08:40 ب.ظ
سلام خیلی خوب و دلپذیر بود ولی غمگینم بود
بهار
یکشنبه 26 آذر 1391 09:30 ق.ظ
یک عاشق باید جسور باشه و به خاطر عشقش بجنگه
مثل عشق من که برای بدست آوردن من جنگید و همیشه مصمم بود
عاشق
شنبه 20 آبان 1391 07:54 ب.ظ
من عاشقشم هنوز اما ...اما اون معلوم نیس دلش پیش کیه؟؟؟؟؟؟؟؟////:(
تبسم
دوشنبه 5 مهر 1389 03:19 ب.ظ
mahtab
یکشنبه 4 مهر 1389 05:59 ب.ظ
۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ

★[بوسه]★ ღ ★[بوسه]★ ღ ★[بوسه]★ ღ ★[بوسه]★ ღ ★[بوسه]★ ღ ★[بوسه]★ ღ

۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ ۞۞ ღ
sudi
یکشنبه 4 مهر 1389 04:28 ب.ظ
سلام خوبی حسین جان
خیلی قشنگ و کمی غمگین بود
تبسم
یکشنبه 4 مهر 1389 02:43 ب.ظ
سلام اقا حسین
شما تنها مردی نیستید که این حرفو رد میکنید...جالبه که خود دکتر هم مرد بوده و بیشتر از خانوم ها این جنسو میشناسه!
حالا چرا دیونه؟ گیاه وحشتناکیه...بیچاره حشراتی که به دام این موجود میفتن!
داستان ناراحت کننده ای بود... ولی از این مردای بی سر زبون فقط تو این داستانا پیدا میشه!اگه به خواستشون نرسن دست به هرکاری(اسید پاشی.چاقو کشی.گیس کشی!) میزنن
مردن دیگه....بیشتر از این از این حیوان ناطق بعیده!
ممنونم که اومدی
سیما
یکشنبه 4 مهر 1389 01:11 ب.ظ
اگه عاشق شدی بگو تا اینطوری نشه

جالب بود مشكل خیلی از جوونای ماست

امیدوارم خودت اینطوری نباشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر